
بـبـخــش اگـه مـیـخـوام دنــیـا نـباشـــه ، اگــه اونـیکـه دنــیـامــه نـبـاشــــه . . .
slm
ino bedon delam barat kheyli tang shode....1
can mahi mishe sakene tabriz shodim
vali delam hamash bahoneto mikone
tanha gonahe man ine ke doset daram
oun rozam ke didamet kheyi naz shode bodi
be khoda gasam nemitonam faramoshet konam
midonam azam motanaferi...kash behem kami mahal midadi
in rozha fagat az khoda mikham bemiram
nemidoni chi mikesham
az hamon roze aval ke didamet asheget shodam
alan 4sal mishe ....be jonet gasam ke baram azizi v nafasam hasti
nemitonam be kasi joz to fekr konam
be khateret hata geyde behtarin dosthamo zadam
nemitonam faramoshet konam
lotf kon goshito roshan kon
mikham darde delamo behet begam
lagal ba goftane harfe delam..arom besham
ino bedon eshge aval v akharami
be joz to nemitonam ba kasi dg zendegi konam
doset daram
to in chan modat ham madareto ham aziyat kardam
az tarafe mn ozr khahi kon/
kheyli adame mantegi has
to in moddat age kasi dg bod/har chi az dahanesh miyomad behem migoft
slm bereson
movazebe khodet bash
barat arezoye moffagiyat mikonam
shab khosh
بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و
بيشتر از آنچه باور داري عاشق توهستم
بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم
عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي
جز تاريكي و سياهي ندارد!
عشق مثل کشیدن دو سر یک کش میمونه
که 2 نفر دارن میکشن,
اگه یکی ولش کنه دردش واسه کسی میمونه
که هنوز اونو سفت نگاه داشته ......!
یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن...
هر وقت ازشون بپرسی چطوری؟میگن خوبم..
وقتی میبینن یه گنجشک داره روی زمین دنبال غذا میگرده،راهشونو کج میکنن و از طرف دیگه میرن که اون نپره...
همینایی که تو سرما اگه یخ هم بزنن ولی دستتونو ول نمیکنن و دست خودشونو بذار توی جیبشون...
آدمایی که از بغل کردن بیشتر به آرامش میرسن تا سکس...
اونایی که موقع حرفیدن پشت تلفن یهو ساکت میشن...
همینایی که میخندن...
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن...
همونایی که حاضرن برات هر کاری کنن...
اینا یه فرشتن...
تورو خدا اگه باهاشون میرید تو رابطه:
اذیتشون نکنین...
تنهاشون نزارین...
بخدا داغون میشن...
بی تـــــــــو بـودن کـــار مـن نیســــت مهربــانم . .!
با خــــود عـهـــد بسـتـم . . .
بار دیــگــــر کــه تـــــو را دیــدم . . .
بگـــویم از تـــــو دلگــــیـر و متــنفــرم ؛ ولـــــی . .
باز تــــــو را دیـــدم و گــــــفتـم :
بـــی تــــــــــو میــمیـــــرم . . .!
وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده.....
هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن.....
قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی.....
سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که:....
تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز ...
به چشمهای خود بیاموزید که نگاه به کسی نیندازند
اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند
اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نیز مجنون شدند با عقل و منطق زندگی کنند
اینک که پا به این راه دشوار گذاشته اید ، با صداقت عشق را ابراز کنید
تنها عاشق یک دل باشید ، تنها به یک نفر دل ببندید
و با یکرنگی و یکدلی زندگی کنید.
به عشق خود وفادارباشید،تا پایان راه با عشق باشید
و از ته دل عشق را دوست داشته باشید
از تمام وجود عاشق.
ino bedon hamishe to galbami
hichvagt faramoshet nemikonam
doset daram
اکنون...
کجایی...چه میکنی...هنوز مرا یادت هست؟
من که ...
هنوز تو را هر شب زنده می کنم...
و دوباره سپیده میمیری در نگاهم
خوابیدن میان آغوشت...
و برخواستن در میان چشمانت...
دیدن لبخند ت...
و نوارش گیسوانت...
سرت را میان آغوشم پنهان کردن...
و دزدکی گریستن...و از شب گله کردن...
و از رویاهای غریبی گفتن...
و رفتن و رفتن...
دلم یک عاشقانه آرام می خواهد...
بنشینی...رو در رویم...چشم در چشم...نفس در نفس...
تو گله کنی...و من اشک بریزم...
تو از غم بی کسی بنالی ...و من از غم دوری تو...
همیشه باید کسی باشد...که شبها بر بالینت بیاید...و اشکهایت را با احساس پاک کند...
وقتی کسی نیست...که لرزیدن چانه ات را بفهمد...که بغض دارد در گلویت بیتابی می کند...
بگذار آسمان بتالد ...ابرها بگریند و ماه بخواب رود...و من اینجا آرام آرام جان بکنم...
کنار خستگی شبانه ام...دقیقه ها را کنار میزنم...و به ماه می نگرم...
اما چشمانم...هی بهانه تو را می گیرند...
اما از ابرهای سرگردان خبری نیست...تا اشکهایم را به استقبال آمدنت بفرستم...
مانده ام...تنهای تنها...فقط هی بهانه تو را می گیرم...از آسمان...
می دانم که خوب میدانی...
و خیالت راحت است...در خاطر کسی ماندگاری ...که نبودنت راهم با تمام دنیامعامله نمیکند ...
خیالت راحت زندگی...خیالت راحت عشقم...
خیالت رویا به رویا...در خواب شبانه ام ...مثل نسیم جلا میدهد روانم را...
و می پیچد در فضای دلم ...عطرو بوی تو...
بگو کجا بجویمت ...ای بی نشان ...که راه را گم کرده ام...
زمان چه شتابان می گذرد بی تو...
بدون توجه به غمهای بزرگی... که در سینه جا خوش کرده اند...
و خاطره های کوچکی ...که حداقل می توانند... تحمل بی تو بودن را آسان کنند...
اما مگر می شود...گاهی چشمهایت...و گاه لبانت...و گوشه ای نفسی از تو جا مانده است...
و من بیقرار ...فریاد میزنم...afsun...afsun...afsun...
و تو در جواب ...فقط بغض میکنی در نگاهم...
از دور می آمدی... چشمهایم شروع به باریدن کرد...
آرام و مست نزدیک شدی...مرا در آغوش گرفتی...
و سر به شانه هایم گذاشتی...و اشک عشق را سرازیر کردی...
و چه حال و هوایی بود...میان جنگل عشق...
و چه رویایی خیسی بود ...در نگاه بی روحم
میگویی... نسیم بر شمیم تو خوش آمده...
میگویی ...خاطره ها را تکاندی بر امواج دریا...
میگویی... فراموشم کردی...
حتی نامم را...باشد...شایدروزی ...گذرت به جنگل چشمانم بخورد