
حالم خوب نیست دیشب در اتاق کوچکم اشباح پرسه می زدنند و سایه ماه روی دیوار اتاقم چسبیده بود ..... دیشب حس کردم در قبرستان گم شده ام و جز بادبادکی که از دست تو گریخته بود کسی با من ولگردی نمی کرد من پرواز کردم با بادبادکت و تو با سنگ نگاهت بادبادکت را کشتی.......!!!!!!! و من در قبرستان دفنش کردم....... می بینی حالم خوب نیست معصومیت فراموش شده ای را که سالها در دلها جستجو می کردم در چشمانت یافتم..... در پاکی نگاهی که سکوت تنهاییم را در هم ریخت و شوق پریدنی که اسارت را از یادم برد.... تا به حال نوشته بودم؟ به گمانم نه.... پس اینبار واست می نویسم که گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند میخوانمت هنوز,حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند هیچ بارانی قادر نخواهد بود تو را از کوچه اندیشه هایم بشویید و اینها برای یک عمر سرخوش بودن و شیدایی کردن کافی است به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که دلتنگت شده ام به همین سادگی mamnon ke behem sar zadi به این وبلاگ هم سر بزنید!!!!!!!! www.eyetoeye.limooblog.com آدمی غرورش را خیلی زیاد شاید بیشتر از تمام داشته هایش دوست بدارد حالا ببین خودش غرورش را بخاطر تو نادیده بگیرد چقدر دوستت دارد این را بفهم گلم...... تنهایی یعنی...... هنوزم سعی میکنی از تو رفتاراش و حرفاش یه نکته ای پیدا کنی تا به خودت تلقین کنی هنوزم داره به تو فکر میکنه....... می گویند تو مرا با یک نگاه ..... یک لبخند.... به بازی می گیری می گویند ترفند ها و شیطنت هایت را نمی فهم می گویند ساده ام اما تو این رو باور نکن @من فقط دوستت دارم@ همین!!!!!!!!! و آنها این را نمی فهمند.....!! هزاران دست هم به سویم دراز شود پس خواهم زد..... تنها......... تمنای دستان تو رو دارم ...... باور کن خیلی حرف هست < وفادار دست هایی باشی < که یکبار هم لمسشان نکرده ای.......... هر کسی رو میتونستم دوست داشته باشم اگر دوست داشتن@ تو @ رو تجربه نکرده بودم....... میدونی قشنگ ترین احساس چه وقتیه ...؟؟ وقتی برمیگردی یواشکی به عشقت نگاه کنی .... میبینی که اونم داشت نگاه میکرد .......
