
شب ازدواجشه ای دل عزاداری کن من دارم میترکم خدا خودت کاری کن که دل چشم همه نگیره بوس از لب فکر آبروی من باش آبرو داری کن یادم نمیره ای خدا تموم حرفاتم دست یگی دیگه رو گرفت تو دستاش چشمای اونم مثل من از گریه خیسه اما خودم خوب میدونم از شوق اشکهاست مبارکش باشه خدا از اون گذشتم بزار خیال کنه ازش آسون گذشتم راضی شده به مرگ من میخوام بمیرم دست کشیدم از زندگی از جون گذشتم یادم نمیره ای خدا تموم حرفاتم دست یگی دیگه رو گرفت تو دستاش چشمای اونم مثل من از گریه خیسه اما خودم خوب میدونم از شوق اشکهاست چی فکر میکردم چی شد چه ساده بودم یه عاشق خوشک باور دل داده بودم خیال میکردم که هنوز برام میمیری نمی تونستم از چشات افتاده بودن
برای تو میمیرم.... بزار دنیا بدونه
هرچقدر بد شدی بازم حرف رفتن نزدم تو همش راهتو رفتی من همش راه اومدم تا به سختیا رسیدیم خودتو باختی چرا اگه دوریم دغدغت بود دورم انداختی چرا هرکاری کردم به چشت اصلا نیومد ببخش عزیزم که همین ازم بر اومد چیشد اون حس زلالت اون دل ساده و صاف لا اقل دستشو ول کن جلو من بی انصاف من دلم قد یه دریاست طاقتم خیلی کم نگیر دستاشو اقلا پیشم انقدر محکم تا یکی اومد سراغت دل من رو پس زدی تو کنار کشیدی اما کاش کنار میومدی به هر دری زدم که تو آروم بگیری حالا که خوبه همه چی تو داری میری اگر چه رفتی عزیزم با عشق تازه ولیکن این در رو به تو همیشه بازه یه روزی خسته میشی از پرسه و ولگردی یا پشیمون میشی از اینکه منو ول کردی تازه خواستم پر بگیرم که شکستی بالمو توکه جای زانوهام نیستی نفهمیدی حالمو











